کد خبر : 20214 / /
/

فقیهه سلطانی به نذری دهندگان توصیه جالبی کرد. فقیهه سلطانی نوشت به جای نذری دادن هزینه داروی نیازمندان را حساب کنید.

فقیهه سلطانی به نذری دهندگان توصیه جالبی کرد. فقیهه سلطانی نوشت به جای نذری دادن هزینه داروی نیازمندان را حساب کنید. فقیهه سلطانی متولد 29 مرداد 1353 در همدان ، بازیگر سینما و تلویزیون است. فقیهه سلطانی فارغ التحصیل لیسانس رشته ادبیات نمایشی می باشد. فقیهه سلطانی بسیار اهل ورزش بوده و حالا همسر فوتبالیست هم دارد و کار کارگردانی نیز انجام می کند.

فقیهه سلطانی

خانواده و پدر روحانی فقیهه سلطانی

در یک خانواده پرجمعیت از پدری روحانی و مادری خانه دار به دنیا آمد ، هفت خواهر و برادر بجز خود دارد که سعید سلطانی برادر بزرگش کارگردان و نویسنده است

بعد از سعید ، فخری سلطانی خواهرش بازیگری تئاتر است و بقیه برادر و خواهرانش در رشته گرافیک ، فیزیک و پزشکی تحصیل کرده اند

نحوه شروع بازیگری فقیهه سلطانی

در سال 1370 وقتی 17 ساله بود همزمان با تحصیل در هنرستان وارد کلاس های بازیگری مدرسه صدا و سیما شد و  زیر نظر گلاب آدینه آموزش دید

بعد از طی دوره های کامل بازیگری وارد گروه هنری خانم آدینه شد و در نمایش شیفته آشفته اولین بار بروی صحنه رفت

فقیهه سلطانی

تجربه فقیهه سلطانی در سیاه بازی

خانم سلطانی اولین زنی است که در ایران پس از انقلاب و در سن نوجوانی در صحنه نمایش ، سیاه بازی کرد و بعدها در جشنواره سنتی آیینی از بین سیاه بازان حرفه ای ، جایزه بهترین بازیگر را از آن خود کرد

در جلوی دوربین

بعد از تئاتر سال 1373 وقتی که 20 ساله بود با سریال بی بی یون به کارگردانی مرحوم حسین پناهی بازی در جلوی دوربین را تجربه کرد

او سپس در فیلم سینمایی روسری آبی سال 73 ایفای نقش کرد و در فیلم معجزه خنده سال 1375 نیز حضور موفقی داشت

شهرت در تلویزیون

بیشتر شهرت ایشان از سال 1383 با سریال آهوی ماه نهم به کارگردانی مسعود نوابی شروع شد که با آناهیتا نعمتی و شهرام پوراسد همبازی بود

ازدواج با فوتبالیست

فقیهه سلطانی در اردیبهشت 94 وقتی 41 ساله بود با جلال امیدیان فوتبالیست 37 ساله اصفهانی که یک تجربه ناموفق زناشویی داشت ازدواج کرد

آقای امیدیان از همسر سابق خود یک دختر بنام نسیم دارد و حاصل زندگی مشترک اش با خانم سلطانی نیز یک دختر بنام گندم متولد سال 95 می باشد

فقیهه سلطانی

نحوه آشنایی با همسر

دوست من مهسا مهجور ، بازیگر خوب تئاتر که هم من و هم آقای امیدیان را می شناخت ، برای آشنایی ما یک طرح ریخته بود

ما در جریان برنامه ریزی ایشان در یک خیریه با هم دیدار کردیم و همان جا این کششی که باید ایجاد می شد ، ایجاد شد یعنی محبت در نگاه اول اتفاق افتاد

آقای امیدیان در همان اولین دیدار گفتند قصد ازدواج دارند و در مدت کمی ازدواج صورت گرفت

عشق سفر و کتاب

بسیار زیاد عاشق سفر هستم کلا به طوری که اگر بازیگر نمی شدم قطعا یک جهانگرد بودم ، جایی که بتوانم وقت خالی گیر بیارم هم کتاب می خوانم

برای علاقمندان به کتابخوانی تمامی آثار میلان کوندرا را پیشهاد می دهم که روی من تاثیر بسیاز عجیبی می گذارد بطوری که انگار از این جهان مرا با خودش می برد و به شدت خواندن آثار مارگارت دوراس را هم پیشنهاد می کند

کینه ای نیستم

خیلی زود آدم‌ ها را می‌ بخشم ، به‌ خاطر همین حس می‌ کنم هیچ‌ وقت از این بابت آزاری نمی‌ بینم چون وقتی تو کینه‌ ای در دلت باشد انگار هاله‌ ای جلوی چشم هایت هست که نمی‌ توانی دنیا و آدم‌ ها را ببینی شاید بزرگ‌ ترین نقطه قوتم این باشد که کینه‌ ای نیستم

آشپزی

همه غذاها را بجز کله پاچه دوست دارم ، غذاهای سخت را خوب درست می کنم مثل قورمه سبزی ، خورشت فسنجان ، زرشک پلو با مرغ و …

ورزش

اکثر روزها را در باشگاه انقلاب مداوم ورزش می کنم نه ماهی یکبار ؛ از جمله تنیس، اسکیت ، دوچرخه سواری ، پیاده روی ، کوهنوردی ، رالی و … را کار می کنم

از عکاسی تا نقاشی

کنار بازیگر عکاسی می کنم ، کار موسیقی و آواز انجام می دهم ، نقاشی می کنم و در پروژه های مختلف مدیر برنامه و عکاس هم بودم

تایید فساد در سینما

خانم سلطانی اولین هنرمندی بود که حرف های صدف طاهریان در مورد فساد اخلاقی در پشت صحنه سینما و تلویزیون را تایید کرد

متاسفانه چه آقا و چه خانم وقتی که ازدواج می کنند از دور خارج می شوند ، شاید عده ای از بازیگرا که دیر ازدواج می کنند دلیلشان این موضع باشد

حافظه ام مثل ماهی است

اصولا آدمی هستم که حافظه ام مثل ماهی است به همین خاطر خیلی کم پیش می آید که خاطره ای یادم بماند اما ورودم به سینما را هیچ وقت فراموش نمی کنم

فقیهه سلطانی

برای فیلم معجزه خنده خانم گلاب آدینه خیلی تلاش کردند که آن نقش برای من باشد و اتفاقا نقش ماندگار و تاثیرگذاری شد

عجول هستم

در تصمیم گیری عجول هستم ، باید همیشه یک نفر باشد که به من ایست بدهد

بنظرم ما آدم ها باید همیشه صبر کنیم تا یک ماجرایی ته نشین بشود بعد درباره اش قضاوت کنیم اما متاسفانه من آن صبر را ندارم

عمل زیبایی

در حدود سال 76 – 77 فقط بینی ام را جراحی کردم و آن هم یک روتوش خیلی خفیف انجام دادم و بجز آن دستی در صورت و ظاهرم نبردم

ترسی ندارم

خیلی پررو هستم اصلا از چیزی نمی ترسم ، نمی دانم هم چرا ، اما از مرگ هم ترسی ندارم ، نمی دانم چه چیزی در این جهان هست که از آن بترسم

سریال تلویزیونی

● یاور – 1400

● مهمانان ویژه – 1391

● تبریز در مه – 1389

● عمارت فرنگی – 1387

● نشانی – 1387

● قطار آن شب – 1386

● خواستگاران – 1386

● پاتوق – 1386

● روز رفتن – 1385

● بوی گل‌ های وحشی – 1384

● آهوی ماه نهم – 1383

● زخم – 1383

● پدر خاک – 1380

● آغوش ‌های خالی – 1378

● میهمانی از بهشت – 1379

● طریق عشق – 1376

● سایه‌ ها – 1375

● بی ‌بی‌ یون – 1374

● امام علی – 1370

فیلم سینمایی

● مرگ نامه سهراب – 1396

● جاودانگی – 1394

● شب شیشه ‌ای – 1389

● جدا افتاده – 1383

● دوشیزه – 1381

● صورتی – 1381

● نغمه – 1380

● عینک دودی – 1378

● معجزه خنده – 1375

● روسری آبی – 1373

ارسال نظر

خبرگزاری نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند. لطفا از نوشتن نظرات خود به لاتین (فینگیلیش ) خودداری نمایید توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت و منفی استفاده کنید.